<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات دیپلماتیک ایران</title>
    <link>https://www.ijds.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات دیپلماتیک ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل مناقشه زنگه زور از دیدگاه ژئوپلیتیک شبکه ای وربوفسکی و تاثیرات آن بر توان دیپلماسی ایرانی</title>
      <link>https://www.ijds.ir/article_236096.html</link>
      <description>قفقاز به سبب موقعیت ژئوپلیتیک و همجواری با کشورهای ایران، ترکیه و روسیه نقش مهمی در معادلات منطقه ای داشته و در ادوار مختلف تاریخی یکی از مسیرهای مهم تردد و ترانزیت بین المللی بوده است. هدف پژوهش حاضر کاربست چارچوب استعاره ای ژئوپلیتیک شبکه ای به منظور تحلیل مناقشه زنگه زور است.&amp;amp;nbsp; این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که احداث کریدور زنگه زور چه تأثیراتی بر سیاست بین الملل، توازن قوا و ناپایداری مرز ها خواهد گذاشت و هدف بازیگران آن در این کنشگری مناقشه آمیز چیست؟ به نظر می رسد با احداث احتمالی این کریدور، از قدرت کنترل واحدهای دولتی منطقه قفقاز و آسیای مرکزی کاسته شده و شاهد ظهور بازیگران جدید خواهیم بود؛ از سوی دیگر این کشورها که به صورت گره در این منطقه ژئوپلیتیکی جدید قرار دارند از اهمیت زیادی برخودار خواهند شد. روش پژوهش در این نوشتار روش &amp;amp;laquo;تبیینی&amp;amp;raquo; است که در پی شناسایی رابطه‌ علت و معلولی بین متغیرهای یک پدیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای رقابت استراتژیک آمریکا و چین در خلیج فارس بر دیپلماسی ایران</title>
      <link>https://www.ijds.ir/article_238598.html</link>
      <description>رقابت استراتژیک ایالات متحده آمریکا و چین در خلیج فارس به‌طور فزاینده‌ای معادلات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی منطقه را دگرگون ساخته و پیامدهای مهمی برای دیپلماسی&amp;amp;nbsp; ایران به همراه داشته است. سؤال اصلی آن است که با کاهش اهمیت خاورمیانه در راهبرد سیاست خارجی ایالات متحده و هم‌زمانی آن با راهبرد &amp;amp;laquo;پوشش استراتژیک&amp;amp;raquo; از سوی چین، چه پیامدهایی متوجه دیپلماسی ایران می‌شود؟ فرضیه پژوهش این است که اگرچه ایالات متحده تمرکز راهبردی خود را از خاورمیانه به رقابت فراساحلی و جهانی با چین منتقل کرده است، اما همچنان با حفظ چتر امنیتی خود، نقش &amp;amp;laquo;هژمون ناظر&amp;amp;raquo; را ایفا می‌کند. در مقابل، چین از طریق دیپلماسی اقتصادی و ابتکار کمربند و جاده در پی گسترش نفوذ منطقه‌ای است. پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و بهره‌گیری از روش تحلیل مقایسه‌ای انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که با شرایط مذکور، دیپلماسی ایران را در محیطی چندلایه و متغیر قرار داده و آن را به اتخاذ رویکردی عمل‌گرایانه مبتنی بر موازنه‌سازی هوشمند و تنوع‌بخشی به روابط خارجی سوق داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند تجارت بین ایران و اتحادیه اروپا از 2010 تا 2025: از تحریم ثانویه آمریکا تا تعامل</title>
      <link>https://www.ijds.ir/article_237651.html</link>
      <description>تحریم‌های ثانویه آمریکا به‌عنوان ابزاری برای فشار حداکثری، تأثیر قابل توجهی بر روابط خارجی تجاری و دیپلماتیک ایران و اتحادیه اروپا گذاشته و تعامل روابط فی‌مابین را دستخوش تحولاتی کرده است. این پژوهش با استفاده از چارچوب نظری سازه‌انگاری و روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی روند تجارت دوجانبه در بازه زمانی 2011 تا 2025 و عوامل بین‌المللی مؤثر بر آن می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش اینگونه مطرح می‌شود که؛ تجارت ایران و اتحادیه اروپا در بازه زمانی 2010 تا 2025 چه روندی را طی کرده و تحریم‌های ثانویه آمریکا چگونه بر این روند تأثیر گذاشته است؟ فرضیه پژوهش بیان می‌کند که تحریم‌های ثانویه آمریکا با ایجاد فشار ساختاری بر اتحادیه اروپا، موجب تضعیف استقلال عمل این اتحادیه در تعامل با ایران شده و نوسانات چشمگیری در حجم تجارت دوجانبه و در مجموع روابط این اتحادیه با ایران ایجاد کرده است.؛ به طوری که تشدید تحریم‌ها با کاهش تجارت و کاهش تحریم‌های با افزایش مبادلات همراه بوده‌اند. یافته‌های نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا علی‌رغم تمایل به حفظ برجام و تعامل با ایران، تحت تأثیر هنجارهای و فشارهای اقتصادی آمریکا، توانایی اجرای سیاست‌های مستقل را از دست داده است. این پژوهش با تحلیل ابعاد سیاسی، اقتصادی و هنجارهای روابط دو طرف، به تبیین متغییرهای بین‌المللی بر روند تجارت فی‌ماببین و نقش عوامل تأثیرگذار می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تنش زدایی سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال جمهوری اسلامی ایران (2025-2022)</title>
      <link>https://www.ijds.ir/article_239509.html</link>
      <description>پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی عمدتاً در چارچوب رقابت و تنش تعریف شده است. از سال ۲۰۱۸، نشانه‌هایی از تغییر رویکرد عربستان در قبال ایران و حرکت تدریجی به سمت‌وسوی تنش‌زدایی مشاهده می‌شود. سوال پژوهش؛ چه عواملی موجب تنش‌زدایی سیاست خارجی عربستان در قبال ج.ا.ایران طی سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲5 گردیده است؟ فرضیه حاکیست؛ فشارهای ساختاری نظام بین‌الملل و منطقه، توأم با افزایش عدم قطعیت‌های امنیتی، در تعامل با ادراکات رهبران عربستان سعودی به‌ویژه محمد بن‌سلمان، زمینه‌ساز تعدیل رفتار تقابلی و حرکت به سوی تنش‌زدایی با ایران شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که فرسایشی شدن جنگ یمن، تداوم هزینه‌های رقابت منطقه‌ای، گسترش نقش میانجیگرانه چین در خاورمیانه و نوسان در تعهدات امنیتی آمریکا از حیث تغییر رویکرد دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه، منجر به تغییر در محاسبات امنیتی عربستان و بازتعریف منافع گردیده است. مقاله حاضر به روش توصیفی_تحلیلی، در چارچوب واقع‌گرایی نوکلاسیک و مبتنی بر اطلاعات اسنادی_ کتابخانه‌ای تهیه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روابط ایران و آلمان از 2005 لغایت 2024؛ ازمنظر چند جانبه گرایی</title>
      <link>https://www.ijds.ir/article_242047.html</link>
      <description>جمهوری فدرال آلمان به عنوان کشوری با چهارمین اقتصاد بزرگ جهان، بازیگر مهمی هم دراتحادیه اروپا و هم در سطح بین المللی است. آلمان دوبار در سال های 2014 و 2022 تصمیم گرفت در سیاست خارجی خود از جمله منطقه غرب آسیا تجدید نظر کند. در همین راستا، در این مقاله، سعی شده است سیاست خارجی آلمان در قبال جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی 2005 تا 2024 در قالب نظریه چند جانبه گرایی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، در چهار حوزه سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد. لازم است به این نکته اشاره شود که اهمیت این پژوهش از نظر رشته روابط بین الملل از آنجا ناشی می شود که سیاست خارجی آلمان در قبال ایران در بازه زمانی 2005 تا 2024 برای اولین بار است که مورد بررسی قرار می گیرد. در این مقاله تلاش شده است تا از منابع متنوعی، مانند کتاب، پایان نامه، مقاله سایت های علمی_پژوهشی و سایت های خبری معتبر از بیست کشور جهان به 12 زبان مختلف، استفاده شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
